هر انسانی با تشرف به آیین عشق به این سیاره پا می نهد .
"به شما حکمی تازه می دهم که به یکدیگر محبت کنید" . آوس پنسکی در کتاب ترتیوم ارگانوم می گوید : «عشق پدیداری است کیهانی گه عالم چهار بعدی یا دنیای شگفتی ها را بر آدمی می گشاید ».
عشق راستین از خویشتن فارغ است و از هرچه ترس، رها . بدون هیچ چشمداشت یا اندکی توقع، خود را بر محبوب فرو می باراند . شادمانیش در بخشیدن است ، نه ستاندن . عشق یعنی ظهور خدا . و نیرومندترین قدرت مغناطیسی موجود در عالم . عشق پاک فارغ از خویشتن – بی نیاز از هرگونه طلب یا انتظار – به ناچار همجنس یا همسنگ خود را به سوی خود می کشاند . هرچند کمتر کسی از عشق حقیقی بویی برده است . آدمی که در مهر و محبت خود ، غاصب و یا ترسو است ، قهرا ً آنچه را که دوست می دارد از دست می دهد . حسد بزرگترین دشمن عشق است . چون تخیل از دیدن کشش محبوب به سوی دیگری سر به شورش بر می دارد . و اگر این ترسها خنثی نشوند بی تردید به عینیت در می آیند .

